وقتی دبستان بودم تو زندگیم غمی احساس نمیکردم. معمولا شاد بودم. درسهامو به موقع میخوندم. نمره هام عالی بود. معلما راضی بودن و ....!
هرچند گاهی زنگای تفریح تنها بودم اما از زندگی شکایتی نداشتم
وقتی رفتم کلاس اول راهنمایی یه مشکل بیشتر نداشتم الان وقتی بهش فکر میکنم خنده ام میگیره!
میدونین چی؟ اینکه جلوی موهام صاف نمیشد و احساس زشتی به تمام منا میکردم! هرچند که درسم عالی بود.
دوم راهنمایی چنگی به دل نمیزد.. عاشق شدم. اما یه عشق بد. عشق به همنوع خودم. بدجوری عاشق شدم تازه نمیتونستم تو جمع خوب حرف بزنم.
الان سوم راهنمایی ام.جلوی موهام صافه و احساس زشتی نمیکنم. عاشق نیستم. میتونم بهتر از قبل حرف بزنم اما از همیشه بدبخت ترم. چون تنهام چون دیگه دنیا رو یه جور دیگه میبینم قبلا زشتی ها رو نمیدیدم اما حالا...
لطفا یه نظری بدین من دلم خوش باشه